إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٥٣ - پاسخ اعتراضات قيس بن اشعث كندى
گريه كرد، او را تسليت عرضكردم و با آن حضرت خلوت كردم. او را خبر دادم از آنچه محمّد بن ابى بكر بمن خبر داده بود و از آنچه پسر غنم بمن گفته بود فرمود: محمّد درست گفته بدان كه او شهيديست زنده و روزى داده شده.
اى سليم من و جانشينانم يازده نفريم كه از نسل منند امامان هدايتكننده و هدايت شده محدثون، عرضكرد آنان كيانند اى امير المؤمنين فرمود؟ دو فرزندم حسن و حسين بعد همين پسرم و حضرت دست على بن الحسين ٨ را گرفت ولى او هنوز شير خوار بود بعد هشت نفر از نسل او يكى پس از ديگرى و اينانند كه خداى تبارك و تعالى بنامشان سوگند ياد كرده و ميفرمايد: وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ[١].
پس ولد رسول خدا و من هستيم ما ولد يعنى ايشان كه يازده نفر جانشينان منند درود بر ايشان و نفرين هميشگى بر دشمنانشان باد عرضكردم اى امير المؤمنين دو امام در يك عصر جمع ميشوند فرمود نه يكى از آن دو ساكت است و سخن نميگويد تا اولى درگذرد و سپاس سزاوار خداى يكتاست و درود بر محمّد و آلش باد.
[پاسخ اعتراضات قيس بن اشعث كندى]
(در كتاب فتن از كتاب سليم بن قيس است بعد از سخنرانى على با آن سخنرانى كه اظهار نفرت از مردم كرد و آنان را نكوهش نمود بواسطهى نشستنشان از جنگ، اشعث گفت چرا انجام ندادى آنچه را كه عثمان بن عفّان انجام داد.
حضرت در جواب او پاسخ داد كه اين امت هفتاد و سه گروه ميشوند هفتاد و دو گروه در آتشند و بدترين و مبغوضترين و دورترين
[١] بلد آيه ٣ سوگند بپدر و آنچه كه از او پديد آمده-