إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٥٢ - اعترافات معاذ بن جبل و ابو بكر هنگام وفات
گفتى عمر بمن گفت مبادا از آنچه شنيدى چيزى از دهنت بيرون آيد كه على بن ابى طالب و خاندانش سرزنش ميكنند.
گفت بمحمد گفتم تو گمان ميكنى كداميك ازين پنج نفر اين راز را براى على افشا كردند گفت رسول خدا همانا آن حضرت هر شب رسول خدا را در خواب مىبيند او را در خواب خبر ميدهد آنچنان كه در دوران حياتش در بيدارى باو ميگفت پيامبر فرمود هر كه مرا در خواب به بيند خود مرا ديده زيرا شيطان نميتواند بصورت و شكل من در آيد نه در خواب و نه هم بيدارى و نيز نميتواند بشكل هيچ يك از جانشينان من تا روز قيامت در آيد.
سليم گفت بمحمد گفتم كى ترا خبر داد گفت امير المؤمنين على بن ابى طالب گفتم منهم از آن حضرت شنيدم آنچنان كه تو شنيدى بمحمد گفتم شايد فرشتهاى از فرشتگان او را خبر داده گفت اين است پرسيدم آيا فرشتگان بكسى جز انبياء و پيامبران خبر ميدهند گفت آيا در تفسير كتاب خداى عزيز نخواندهاى، وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍ و لا محدّث.
گفتم امير المؤمنين محدّث است گفت بلى و فاطمه هم محدث است با اينكه پيامبر نيست، مريم محدث است پيامبر نيست، مادر موسى محدث است پيامبر نيست، ساره همسر ابراهيم محدث است پيامبر نيست با اينكه فرشتگان را ميديد كه او را مژدهى به پسرش اسحق ميدادند و بعد از اسحق يعقوب.
سليم گفت چون محمّد بن ابى بكر در مصر كشته شد امير المؤمنين