إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧٣ - سخنان آن سرور در باره آزمايش اوصياء و شرح آزمايشها چهاردهگانه
بر آن حوادث و دگرگونيها صبر كردم ناگاه مانند آن حوادث با شتاب و سرعت دنبالهى آن دگرگونىها بمن رو آورد.
بعد نگاهى بيارانش كرد و فرمود: آيا چنين نبود همه عرضكردند آرى.
و امّا سوّمى اى برادر يهود همانا جانشين بعد پيامبر مرا ملاقات كرد و در تمام روزها از من پوزش مىطلبيد گناه را از ديگران مىدانست كه در حق من مرتكب شده از شكستن بيعت و از من ميخواست كه از او راضى باشم.
من ميگفتم روزها ميگذرد و حق من بسوى من برميگردد همان حقى كه خداى عز و جل براى من قرار داده ولى بدون اينكه حادثهاى در اسلام ايجاد شود با نزديكى اسلام بدوران جاهليت و تازه عهدى اسلام در طلب نزاع شايد كه فلانى بگويد بلى ولى فلانى بگويد نه سپس منجر شود اين اختلاف از گفتار بسوى عمل.
و گروهى از ياران محمّد از آنان كه من مىشناسم اهل نصيحت و پندند براى رضاى خدا و رسول و كتاب و دين اسلام در آشكار و نهان بسوى من رفت و آمد كردند مرا براى حق مسلم خود دعوت ميكردند در راه يارى من فداكارى و از خودگذشتگى ميكردند تا با اين عمل دين خود را نسبت به بيعتى كه در گردن آنانست ادا كنند بآنان گفتم اندكى صبر كنيد شايد خداوند بدون جنگ و نزاع و بدون ريختن خون لطفى كند و حقم را بمن برگرداند.
گروه بسيارى از مردم پس از درگذشت پيامبر در شك فرو- ماندند و طمع در خلافت بعد از رسول خدا كردند آنان بودند كه لياقت