إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧٤ - سخنان آن سرور در باره آزمايش اوصياء و شرح آزمايشها چهاردهگانه
اين كار را نداشتند هر گروهى از آنان فرياد ميزد از شما يك امير و از ما هم يك امير و گويندگان طمع در خلافت نداشتند جز اينكه خلافت به غير من برسد چون خليفهى آنان درگذشتش نزديك شد و دوران او سپرى گرديد خلافت بنفر بعدى او رسيد اين حادثه هم مانند حادثهى اولى بود از من گرفت آنچه را كه خداى عزّ و جل براى من قرار داده بود.
گروهى از ياران محمّد صلّى اللَّه عليه و اله گرد من جمع شدند از آنان كه درگذشتند و آنان كه هنوز بجا هستند سپس گفتند براى من در باره اين فتنه آنچه را كه در باره مانندش گفتند سپس گفتهى دوم من برنگرداند گفتهى اولم (يعنى همان حرف اولم را بآنان گفتم) از جهت بردبارى و شكيبائى و بواسطهى دلسوزى كه گروهى را كه پيامبر با نرمى بارى و با درشتى بار ديگر و وسيله بخشش مرتبهاى و با شمشير كرت ديگرى با هم مهربان كرده بود از همديگر نپاشند.
همانا ميباشد از نتيجهى تاليف پيامبر آنان را كه مردم در آسايش ميباشند از نظر جا و مكان و سر و لباس و فرش و پوشاك ولى ما اهل بيت محمّد صلّى اللَّه عليه و اله خانهايمان سقف ندارد در ندارد نه فرشى است براى ما، نه پوشاكى يك جامه داريم كه براى نماز نوبت ميگذاريم شب و روز را گرسنه بسر ميبريم.
و چه بسا چيزى ما را آمده از آنچه كه خدا بما بخشيده و ويژه ما قرار داده سواى غير ما آن طور كه حال خود را شرح دادم آن چيز را رسول خدا ايثار كرده و بخشيده بصاحبان نعمتها و مالها از جهت مهربانكردن مر آنان را و من از همه سزاوارترم كه نگذارم اين جمعيت