إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١١٤ - احتجاج و مناشده آن سرور در روز شورى
نشسته بود و در روز غدير پس از برگشتن از حجة الوداع تمام شما گفتيد شنيديم و اطاعت و پيروى ميكنيم براى خدا و رسولش سپس پيامبر به شما فرمود: كه خدا و رسولش بر شما گواهند سپس تمام شما گفتيد خدا و رسولش گواهان ما باشند سپس فرمود كه گروهى از شما گواه گروه ديگر باشيد آنان كه حاضرند بايد بغائبان برسانند و هر كس از شما مطلب را شنيد بآنان كه نشنيدهاند بشنوانند شما گفتيد بلى اى رسول خدا تمام برخاستند و برسول خدا تبريك عرض كردند و نيز بمن هم تبريك عرض نموديد بكرامت خدا نسبت بما سپس عمر نزديك شد و دست بشانهى من زد و گفت بحضرت شما مبارك باد اى فرزند ابى طالب شب را صبح كردى در حالى كه امير من و امير مؤمنانى.
ابا بكر گفت چيزى را بياد من آوردى يا على كاش رسول خدا حاضر ميبود از او هم مىشنيدم سپس حضرت امير المؤمنين باو فرمود خدا و رسولش براى تو از گواهانند، اى ابا بكر اگر رسول خدا را زنده به بينى و بتو بگويد تو ستمكارى در گرفتن حق من همان حقى كه خدا و رسولش در پيش تو و مسلمانان براى من قرار داد واگذار ميكنى اين كار را بمن و خودت را از اين امر خلع مىكنى ابا بكر عرضكرد اى ابا الحسن اين كار وقتى است كه من رسول خدا را بعد از مرگش زنده به بينم و به من اين سخن را بگويد حضرت امير المؤمنين فرمود بلى اى ابا بكر ابى بكر عرضكرد اگر اين سخن حق است رسول خدا را بمن بنما سپس امير المؤمنين فرمود خدا و رسولش بر تو گواهند اگر بآنچه كه ميگوئى وفا كنى ابى بكر عرضكرد بلى وفا خواهم كرد