إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢١ - احتجاج و مناشده آن سرور در روز شورى
مردگان كسى در پيش شما راستگوتر نيست آنهم اصحاب كهف من شما و على ٧ را بآنجا مىفرستم و سلمان را هم گواه شما قرار مى دهم بسوى اصحاب كهف تا اينكه بر آنان سلام كنيد پس براى هر يك از شما خداوند اصحاب كهف را زنده كرد و جواب سلامش را داد همو برتر از ديگران ميباشد.
همه گفتند راضى شديم فرش برايشان گستردند على ٧ را فرمود در وسط آن به نشيند ديگران را هم نزديك او نشاند، سلمان هم در گوشهى چهارم نشست سپس پيامبر فرمود اى باد اينان را ببر به سوى اصحاب كهف بگذار سلمان مىگويد باد در زير فرش داخل شد و ما را بسوى اصحاب كهف رساند ناگاه غارى بزرگ ديديم ما را فرو گذاشت.
سپس امير المؤمنين ٧ فرمود: اين غار و كوه رقيم است به اينان بگو جلو افتند يا ما جلو برويم آنان گفتند ما پيش ميرويم سپس هر يك يك آنان ايستادند و نماز خواندند و دعا كردند و گفتند سلام بر شما اى ياران كهف يكنفر آنان را جواب نداد سپس امير المؤمنين ٧ بلند شد و دو ركعت نماز خواند دعا كرد و فرياد كشيد اى اصحاب كهف غار بصدا در آمد و آن گروه از ميان غار فرياد كشيدند سپس امير المؤمنين ٧ فرمود درود و سلام بر شما اى جوانانى كه ايمان بپروردگارشان آوردند سپس هدايت و راهنمائى آنان را خدا زياد كرد آن گروه گفتند و عليك السلام اى برادر رسول خدا و وصىّ او و امير مؤمنان همانا خدا از ما پيمان گرفته بعد از ايمان آوردن بخدا و