إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥٤ - حديث جام آسمانى
[حديث جام آسمانى]
از حضرت صادق ٧ روايت شده كه رسول خدا در جاى گشادى از مسجدش در مدينه نشست و گروهى از مهاجرين و انصار گردش بودند و حضرت امير المؤمنين هم در طرف راست و ابو بكر و عمر هم در طرف چپ پيامبر بودند ناگاه ابرى بر او سايه افكند حضرت رسول فرمود اى ابا الحسن از طرف خداوند ارمغانى بما داده شد بعد پيامبر دستش را بسوى ابر دراز كرد و نزديك شد بدست پيامبر از آن ابر جامى آشكار شد و بطورى ميدرخشيد كه چشمهاى مسجديان را خيره كرد آن جام را بوهاى خوشى بود كه عقل را از سر مردم ميبرد.
آن جام با زبان عربى تسبيح و تقديس و تمجيد خداى تعالى را ميكرد با زبانى تا اينكه در كف دست راست پيامبر قرار گرفت و ميگفت السلام عليك يا حبيب اللَّه و صفوته درود بر تو اى دوست خدا و برگزيدهى حق از جهانيان و برترى دارندهى بر تمام بندگان خدا از اولين و آخرين و درود بر جانشين تو كه بهترين جانشينانست: امام پرهيزكاران، امير مؤمنان، نور كسانى كه طلب نور ميكنند، چراغ اقتداكنندگان و درود بر همسر او دختر تو فاطمه بهترين زنان جهانيان زهراى بتول مادر پيشوايان هدايتكنندهى معصوم و پاكدامن و درود بر دو سبط تو دو ريحانهى تو نور چشمهاى تو حسن و حسين.
اين بيان را رسول خدا و امير المؤمنين و حسن و حسين تمامشان شنيدند آنچه را كه جام گفت تمام حاضران ديدگان را از درخشش جام بستند رسول خدا سپاس و شكر خدا فراوان كرد تا اينكه جام گفت اى رسول خدا، خدا مرا بسوى تو و برادرت على و دخترت فاطمه و حسن و حسين فرستاد اى رسول خدا مرا بدست على بده، رسول خدا