إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥ - زهد و پارسائى و شجاعت و عبادت و ساير مفاخر و مكارم
على ٧ نيست[١] داستانهاى شجاعت و مرد افكنى على ٧ كه در زمان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و اله از آن حضرت بروز و ظهور كرد در پيش دوست و دشمن مشهور است و نيز بعد از پيغمبر هم آوردىهاى او در جنگ جمل و صفين و نهروان زبانزد همه مردم است.
خوارزمى روايت كرده كه قهرمانان و شجاعان مشركان هر گاه در ميدان جنگ بسوى على نگاه ميكردند بيكديگر پناه ميبردند بالجمله شجاعت و نيرومندى او در ميان تمام مردم مشهور است بطورى كه ضرب المثل شده و هر گاه ثابت شد كه او شجاعتر و قوى پنجهترين مردم است مسلّم با فضيلتترين مردم خواهد بود، بواسطه گفتهى خداى تعالى كه ميفرمايد:
فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ درجة و أَجْراً عَظِيماً[٢] بنا بر اين او امام و پيشواست بجهت اينكه اگر غير از او كسى امام باشد تقديم مفضول بر فاضل شود و اين تقديم از نظر خردمندان زشت و قبيح است.
امّا از نظر عدالت، او به آخرين درجهى عدالت رسيده براى ثابت كردن مطلب در اين باب كفايت ميكند ترا سخن آن حضرت در نهج البلاغه به برادرش عقيل كه او را از همه بيشتر دوست داشت بيان فرمود و آن سخن اين است كه فرمود: بخدا سوگند اگر شب را
[١] شمشير على ٧ را ذو الفقار ناميدهاند زيرا كه مانند ستون فقرات بند بند بود.
[٢] برترى داده خداوند رزمجويان را از نظر مقام و منزلت و پاداشى بزرگ بر آنان كه از پاى نشستند و نه جنگيدند آيه ٩٧ سوره نساء.