إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٤٩ - برخى دگر از اخبار غيبيه
فرس هستيم زبان ما بدين خدا بفارسى نيست سپس امير المؤمنين فرمود برگرد بخوابگاه خويش. مرد مخزومى با يارانش برگشت و اين معجزه از نشانههاى امامت آن حضرت است.
و نيز از اصبغ بن نباته روايت شده كه ما با حضرت امير المؤمنين بوديم در حالتى كه آن حضرت در ميان بازار گردش ميكرد به فروشندگان دستور ميداد، كم فروشى نكنند تا اينكه روز به نيمه رسيد حضرت بر مرديكه نشسته بود گذشت آن مرد حركت نمود و عرض كرد با من بيا و داخل خانهى من شو تا صبحانه ميل فرمائى و خداى را براى من بخوان زيرا كه من امروز صبحانه ميل نكردهام حضرت فرمود با شرطى كه من شرط كنم عرض كرد تراست هر شرطى كه بخواهى.
فرمود: بخانهات وارد ميشوم كه خودت را بزحمت نيندازى.
بعد حضرت وارد شد و ما هم وارد شديم نان سركه و روغن زيتون و خرما خورديم حضرت از آن خانه بيرون رفت تا به دار الاماره رسيد پايش را بدر زد بطورى كه زمين لرزيد.
بعد فرمود: بدان بخدا اگر بدانيد در اينجا چيست بخدا سوگند اگر قائم قيام كند دوازده هزار زره دوازده هزار كلاهخود كه دو طرف دارد از اين مكان بيرون آورد و بر اندام دوازده هزار نفر عجم از فرزندان عجم بپوشاند بعد فرمان دهد بكشتن هر كس كه بر خلاف ايشان است همانا من ميدانم اين را و مىبينم آنچنان كه هم اكنون ميدانم و مىبينم و اين هم از نشانههاى آن حضرت است.
از مالك اشتر روايت شده كه گفت: بر حضرت امير المؤمنين وارد شدم در شبى تاريك عرض كردم: سلام بر تو اى امير المؤمنين