إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٤٦ - داستان حذيفه يمانى با مسلم ايرانى
و اختيار را بمسلمانان واگذارد كه هر كس محل وثوق و اطمينان است براى خود انتخاب كنند و همانا براى مسلمانان برسول خدا اقتدائيست.
خداى تعالى فرموده: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ»[١] و همانا رسول خدا كسى را بجاى خود باقى نگذاشت تا در اهل بيت كسى پس از مرگ او ارثى باشد بدون ساير مسلمانان تا دولتى ميان ثروتمندان نباشد تا اينكه جانشين ادعا نكند كه اين رياست در نسل من باقى باشد تا روز قيامت آنچه براى مسلمانان ايجاب مىكند وقت درگذشت خليفهاى از خلفا اينست كه صاحبان راى و مردان شايسته گرد هم آيند در كارهايشان مشورت كنند.
پس هر كس را كه سزاوار خلافت ديدند زمام كار مسلمانان را بدست او دهند و او را قيم بر مسلمانان قرار دهند زيرا كه بر اهل هيچ زمانى پوشيده نيست كه چه كسى از آنان شايستگى خلافت و زمامدارى مسلمانان را دارد اگر كسى از مردم ادعا كند كه رسول خدا يك مرد و شخص معلومى را براى خلافت انتخاب كرده و نامش را هم گوشزد مردم نموده در گفتهاش نادرست بوده و بخلاف آنچه را كه ياران رسول خدا مىشناسند و بخلاف اجماع مسلمانان سخن گفته و نيز اگر ادعا كند كه خلافت رسول خدا ارثى است يا اينكه رسول خدا خلافت را بارث گذارده در حرفش سخن محال گفته است. زيرا كه رسول خدا فرموده است كه ما گروه پيامبران ارثى بجا نمىگذاريم آنچه را كه بجا بگذاريم صدقه است.
[١] احزاب ٢١ مسلم براى شما اقتدائى نيكو برسول خدا باشد براى كسى كه اميد بخدا و روز قيامت دارد.