إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٤٧ - داستان حذيفه يمانى با مسلم ايرانى
و نيز اگر كسى ادعا كند كه خلافت را شايستگى ندارد مگر يك مرد به تنهائى از ميان تمام مردم و همانا خلافت مخصوص همان مرد است و براى غير او سزاوار نيست زيرا كه خلافت دنبالهى نبوت است آن مرد مسلم دروغ گفته زيرا كه پيامبر فرموده است كه ياران من همانند ستارگان درخشانند بهر يك از آنها اقتدا كنيد هدايت و راهنمائى شدهايد.
و نيز اگر كسى ادعا كند كه سزاوار خلافت و امامت كسى است كه برسول خدا نزديك است بعد خلافت مخصوص باو است و فرزندان او خلافت را بارث ميبرند و در هر عصر و زمانى جز نزديكان پيامبر كسى شايستگى خلافت را ندارد و خلافت نمىباشد براى هيچ كس از مردم تا زمانى كه خدا زمين را بر كسانى كه بر روى زمينند بارث بدهد و براى ديگران و فرزندانشان حق خلافتى نيست. اگر چه به پيامبر نزديك شوند از نظر نسبت زيرا كه خداوند ميفرمايد- و گفتهى خدا داورىكننده بر همه كس ميباشد، گراميترين شما در پيشگاه پروردگار پرهيزكارترين شماست.
و رسول خدا فرمود ذمهى مسلمانان همه يكى است كه كوشش ميكند بآن ذمه پستترين و نزديكترين ايشان تمام مسلمانان بمنزلهى يك دست برابرند پس هر كس بكتاب خدا ايمان بياورد و سنت رسول خدا را بپذيرد پا برجاست و رجوع بحق كرده و كارى پسنديده انجام داده و هر كس كردار آنان را خوش ندارد مخالفت حق و كتاب نموده از جمع مسلمانان بيرون شده پس او را بكشيد زيرا در كشتن او براى امت مصلحتى باشد.
و همانا رسول خدا فرموده: هر كس بسوى امت من بيايد و آنان