إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨٧ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
فرزندان كه از بعض ديگر باشند جز پاك و پاكدامن و انتخابشدهى كسى بامامت نميرسد.
ما خواستيم كه او روش و سنت محمّد و آنچه را كه پيامبران آوردهاند و اختلافات در بارهى وصى را بيان كند همچنان كه در اوصياء گذشته و شناسائى عترت پيامبر اختلاف كردند.
همانا اگر ما وصى و جانشينى براى پيامبر بعد از او پيدا كنيم در پيش او علم و دانشى كه مورد نياز مردم است باشد و سؤالات را پاسخ روشن بدهد، آگهى دهد از سبب بلايا و منايا و فصل الخطاب و نسبها و از آنچه كه هر سال فرود مىآيد در شب قدر و آنچه بدان واسطه فرشتگان و فرشتهى روح فرود مىآيند و آگهى از جانشينان پيامبران دهد ما نبوت پيامبر را تصديق و دعوتش را مىپذيريم و پيروى از جانشين و امينانش و اقرار بكتابش كه نازل شده مىكنيم و آنچه را كه رسول پيش ازين آورده مىپذيريم و اگر هم جز اين كه گفتيم باشد بدين خودمان برميگرديم و يقين پيدا مىكنيم كه احمد به پيامبرى برانگيخته نشده.
ازين پيرمرد كه هر چه پرسيديم چيزى كه نبوت محمّد را پا بر جا كند در پيش وى نيافتيم فقط ادعا مىكند او ستمگرى باشد كه با زور بر مردمش پيروز شده و با زورگوئى بر آنان حكومت مىكند و نشانهاى از پيامبرى و آنچه پيامبران پيشين آوردهاند در پيش او نيست.
و همانا پيامبر درگذشت و كار را بهمين دو نفر واگذار كرد كه گروهى بر گروه ديگر چيره شوند و ايشان را بسوى دوران جاهليت برگرداند مانند همان دورانى كه هر چه ميخواستند برأىهاى خويش