إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣١ - شرحى از جود و سخاوت و نزول سوره هل أتى
خانهى على و بچههاى رسول خدا چيزى نه كم و نه زياد براى خوردن آنان وجود نداشت ناچار على ٧ خودش را اجير و مزدور كرد كه نخلستانى را از سر شب تا صبح آبيارى كند در مقابل مقدارى جو بگيرد جو را گرفت و بخانه آورد سپس فاطمه ٣ بلند شد و يك سوم آنها را آرد كرد و مقدار پنج گرده نان پخت براى هر يك از روزه داران يك گرده نان در نظر گرفته شد امير المؤمنين ٧ نماز شام را با رسول خدا خواند بعد بمنزل آمد غذا در مقابل على ٧ گذاشته شد.
بىنوائى آمد پشت در منزل ايستاد و گفت: سلام بر شما اى خاندان محمّد بينوائى از بينوايان مسلمانانم مرا غذا دهيد خدا شما را از غذاهاى بهشت بخوراند، على ٧ آواز او را شنيد و فرمود حصهى غذاى مرا باو بخورانيد فاطمه ٣ نيز چنين فرمود ديگران نيز چنين كردند سپس بينوا را غذا دادند، آن شب و روز را گرسنه بسر بردند جز آب خالص چيزى نچشيدند.
چون روز دوم شد فاطمه ٣ يك سوم ديگر جوها را آرد كرد و نان پخت، شب هنگام حضرت امير المؤمنين نماز شام را با حضرت رسول خواند و بخانه آمد باز سفره در مقابلش گسترده شد سپس يتيمى از يتيمان مهاجرين آمد و عرضكرد درود بر شما اى خاندان محمّد من يتيمى از يتيمان مهاجر هستم كه پدر و مادرم در روز عقبه شهيد شدند او را غذا دادند دو روز و دو شب گرسنه درنگ نمودند و جز آب خالص چيزى نخوردند.
پس چون روز سوم شد فاطمه ٣ باقى ماندهى جوها را آرد