إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٤٣ - شرح دادن آن حضرت سرانجام عمرو بن حمق خزاعى را
از ميان شما پنهان شوم در جستجوى تو بر آيند و قبيله ازد ترا ضعيف شمارند.
تا اينكه از كوفه بطرف موصل بيرون آئى بمردى نصرانى بگذرى و در برابرش بنشينى و از او آب بخواهى و ترا سيرآب كند و از سرگذشت تو بپرسد تو او را از كار خود آگهى دهى او را بيمارى در پا باشد باسلام دعوتش كن زيرا كه او اسلام مىآورد سپس دستت را برانش بمال مرضش بهبودى پيدا كند و از جاى حركت نمايد صحيح و سالم پيروى تو را نمايد؟
بعد بر مردى سالم و آبرومند بگذرى كه در كناره را نشسته آب از او بخواهى ترا سيرآب كند و از داستان تو بپرسد كه چه چيز ترا ترسانده و چه كس ترا تعقيب مىكند باو بگو معاويه در پى من است تا مرا بكشد بواسطهى ايمان بخدا و رسول و پيروى و اخلاص تو در دوستى من و اندرز تو براى رضاى خداوند تعالى او را با سلام دعوت كن زيرا كه او مسلمان مىشود و ارادتمند تو مىشود او بفرمان خدا بينا مىشود و پيروى ترا ميكند هر دوى آنان با تو ميباشند و آن دو همانهايند كه بدن ترا در زمين پنهان مىكنند.
بعد بطرف ديرى برميگرديد كه در كنار نهريست كه آن را دجله گويند زيرا كه در آنجا راستگوئيست كه در پيش او از علم و دانش مسيح ميباشد او را بهترين ياور خود بگير براى رازهايت اين نيست مگر اينكه خدا او را بواسطهى تو هدايت كند و هنگامى كه شرطه ابن ام حكم كه خليفه معاويه است در جزيره و مسكنش در