إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٤٤ - شرح دادن آن حضرت سرانجام عمرو بن حمق خزاعى را
موصل است خبر دار شود برو بسوى دوستى كه در دير بر فراز موصل است.
او را صدا كن او ترا پاسخ نميدهد پس ياد آور نام خدائى را كه بتو تعليم كردم زيرا كه ديوار در برابر تو فروتنى ميكند بطورى كه در آستانهى در قرار گيرى هر گاه راهب راستگو ترا به بيند بشاگردى كه با اوست بگويد اين مرد از زمان مسيح نيست اين مرديست گرامى محمّد در گذشته، ولى و وصى محمّد در كوفه است و اين مرد از حواريّون اوست بعد برابر تو فروتن و پست مىشود.
سپس بتو ميگويد: اى مرد بزرگوار مرا قابل از براى آنچه را كه سزاوارم قرار دادى به چه چيز مرا فرمان ميدهى تو ميگوئى اين دو شاگرد مرا در پيش خود پنهان كن و بر فراز اين دير قرار بگير سپس نگاه كن چه مىبينى هر گاه گفت سياهى را مىبينم كه بطرف ما در حركتند شاگردت را پيش او بگذار از دير فرود آى و اسبت را سوار شو بطرف غارى كه در كنار دجله است برو و در آنجا پنهان شو زيرا ناچارى كه در آنجا پنهان شوى.
در آن غار از فاسقان جنّ و انس است هر گاه در آنجا پنهان شدى ترا معرفى كنند فاسقى از سركشان جن كه با صورتى سياه آشكار شود سخت ترا بمشقت اندازد و ترا بناتوانى برساند اسب تو فرار كند سپاه بتو نزديك شوند سپس ميگويد اين اسب عمرو است دنبال اسب جستجو كنند هر گاه فهميدى نزديك غار آمدند در برابر آنان بين جاده و دجله آشكار شو در آن وادى پيش رويشان بايست زيرا كه خدا آن وادى را حرم و قبر تو قرار داده آنان را با شمشيرت