إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٠٦ - قصه خالد بن وليد با راهب دير و اعتراف به امامت على
پوشيده دارند و هرقل نصرانيت را آشكار كرده ستايش براى خداى يگانه و درود بر محمّد و آلش باد.
[قصه خالد بن وليد با راهب دير و اعتراف به امامت على ٧]
(خبر راهب با خالد با حذف سندهايش) سهل بن حنيف انصارى گفته است با خالد بن وليد مسافرت كرديم در ميان راه شام و عراق بديرى رسيديم كه در آن راهبى بود بما گفت شما چكارهايد؟ گفتيم امت محمّد از مسلمانان هستيم پرسيد بزرگ شما كيست او را پيش خالد آورديم سپس بر خالد سلام كرد او هم پاسخ سلامش را برگرداند ناگاه پيرمردى بزرگ پيدا شد خالد پرسيد سنّ تو چقدر است گفت دويست و سى سال تمام پرسيد چند وقت است كه درين ديرى گفت شصت سال پرسيد آيا كسى كه عيسى بن مريم را ملاقات كرده باشد ديدهاى عرضكرد آرى ملاقات كردم دو مرد را پرسيد آن دو مرد بتو چه گفتهاند.
گفت يكى از آن دو گفته است كه عيسى بندهى خدا پيامبر او، روح خداست او كلمهايست كه خدا بسوى مريم افكنده همانا عيسى آفريده شده است آفريننده نيست من گفتار او را پذيرفتم و تصديق كردم ديگرى از آنان گفت كه عيسى پروردگار اوست سپس او را تكذيب و نفرين كردم خالد گفت امرى شگفتآور است چطور با اينكه هر دو عيسى را ملاقات كردهاند اختلاف در گفتار داشتند، مرد راهب گفت اين يك پيروى هواى نفس كرده شيطانهم بدى عملش را زينت داده، آن ديگر پيروى حق نموده و خداى عز و جل او را هدايت كرده خالد پرسيد انجيل را خواندهاى؟ گفت آرى پرسيد توراة هم خواندهاى گفت آرى گفت بموسى بن عمران ايمان آوردهاى گفت