إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٠٥ - پاسخ نامه قيصر روم
و هم براى كافرى مانند تو و ما همه فرزندان آدم هستيم و آن در آخرت براى مسلمانان است سواى مشركان و آن در بهشت است در دوزخ نيست و گفته خداى تعالى است كه فرموده: فِيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ[١] بعد نامه را پيچيد بسوى پادشاه روم فرستاد.
چون قيصر روم نامه را خواند پيمان بست كه اسيران را آزاد كند بعد مردم كشورش را خواست و بسوى اسلام و ايمان بمحمد دعوت كرد نصرانيان گرد هم آمدند و تصميم كشتن او را گرفتند بعد گفت من خواستم شما را تجربه كنم همانا آنچه را كه آشكار كردم خواستم به بينم شما چه ميكنيد مسلم من اكنون ستايش ميكنم كار شما را درين آزمايش همگانى سپس خاموش گرديدند و اطمينان پيدا كردند و گفتند گمان ما هم نسبت بتو چنين بود ولى قيصر اسلامش را از آنان پنهان كرد تا زمانى كه مرد ولى بياران ويژهى خود ميگفت كه همانا عيسى بندهى خدا و پيامبر اوست و كلمهايست كه خداوند بسوى مريم افكنده و محمّد پيامبريست بعد از عيسى كه عيسى بن مريم مژدهى آمدن محمّد را داده و ميگفت هر كس محمّد را به بيند سلام مرا باو برساند زيرا كه محمّد برادر من، بنده و پيامبر خداست.
قيصر با حال اسلام در گذشت چون او درگذشت هرقل زمام كار را بدست گرفت باو گفتند كه قيصر مسلمان بوده او گفت اين راز را پوشيده داريد و انكار كنيد و اقرار ننمائيد زيرا كه اگر اين راز آشكار شود پادشاه عرب طمع در كشور ما ميكند و در اين كار تباهى كشور است هر كس از ياران خاص و خادمان و نديمان قيصر بر اين رايند
[١] الرحمن ٦٨ در آن دو ميوه و نخل و انار است.