إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٧ - سخنان آن سرور در باره آزمايش اوصياء و شرح آزمايشها چهاردهگانه
مگر بوسيله پيروى يارانم مر او را در اين ستم پس چون منع كردند مگر اينكه پيروز شوند مرا بر حكم دورى جستم از ايشان بسوى خداى عزّ و جل و اين كار را بآنان واگذاردم.
پس كار را بگردن گرفتند و فريب داد او را پسر عاص فريبى كه در شرق و غرب زمين آشكار شد ولى پشيمانى بر فريب خورده بزودى آشكار شد.
سپس حضرت بيارانش رو آورد و فرمود: آيا چنين نيست همه عرضكردند آرى اى امير مؤمنان.
و امّا هفتم اى برادر يهود همانا رسول خدا با من پيمان بست كه مبارزه كنم در آخر الزمان با گروهى از اصحاب و يارانش كه روزها را روزه مىدارند و شبزندهدارى ميكنند و قرآن را تلاوت مىنمايند از دين بيرون ميروند آنچنان كه تير از كمان بيرون ميرود و بعضى از آنان ذو الثديّه است كه بپايان ميرسد براى من كشتن ايشان بخوشبختى.
چون بعد از داستان حكمين بدان جا برگرديدم رو آوردند گروهى از آنان بر گروهى بگناهى كه بسوى او از حكمين وارد گرديد.
راه فرارى بر خود نيافتند مگر اينكه گفتند براى امير المؤمنين سزاوار ميباشد كه پيروى نكند كسى را كه خطا كرده و حكم نكند بحقيقت رأيش بر كشتن خود و كسى كه نافرمانى او را از طرف ما ميكند پس كافر شده است به سبب بيعت كردنش ما را و پيروى كردن او ما را خطاست او باين كارش كشتنش را بما حلال كرده و خون خودش را ريخته است.
سپس براى كشتن من گردهم آمدند و جانشان را در خطر افكندند