إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٩ - سخنان آن سرور در باره آزمايش اوصياء و شرح آزمايشها چهاردهگانه
فتنه سوار شدند خدا ايشان را كشت اى برادر يهود از آخرشان و ايشان چهار هزارند يا بيشتر بطورى كه يكنفر از آنان رها نشد.
سپس حضرت ذو الثديه را از ميان كشتهگان بيرون آورد در پيش كسانى كه او را ميديدند كه پستانى دارد مانند پستان زن بعد نشان يارانش داد سپس فرمود آيا چنين نيست عرضكردند آرى اى امير- مؤمنان حضرت، فرمود همانا وفا كردم هفت تا و هفت تا را اى برادر يهود و يكى ديگر از آنها بجا مانده بآنهم اميدى دارم.
سپس ياران امير المؤمنين ٧ گريه كردند و مرد يهودى هم اشك ريخت و گفت ما را بآن يكى هم خبر ده حضرت فرمود: آن يكى اين است كه رنگين مىشود اين باين حضرت با دستش بسر و محاسنش اشاره فرمود: سپس صداى بردم در مسجد جامع بگريه و ضجّه بلند شد بطورى كه خانهاى در كوفه نماند مگر اينكه ساكن آن خانه هراسان بيرون دويد ولى يهودى بدست على ٧ اسلام آورد.
او در كوفه ماند تا هنگامى كه امير المؤمنين ٧ كشته شد و ابن ملجم دستگير شد يهودى آمد تا اينكه بخدمت حضرت امام حسن ٧ رسيد ديد مردم دور آن حضرت را گرفتهاند و ابن ملجم در برابر آن سرور است يهودى گفت اى ابا محمّد بكش او را كه خدا او را بكشد كه همانا من در كتابهائى كه بر موسى بن عمران فرود آمده ديدم كه اين عمل بزرگتر است در پيشگاه خدا از جرم پسر آدم كه برادرش را كشت و بزرگتر است از گناه كسى كه ناقهى صالح را پى كرد.
حديث تمام شد سپاس از براى خداست و درود بر سيّد ما محمّد پيامبر و آل پاك و پاكدامنش.