إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١١٣ - احتجاج و مناشده آن سرور در روز شورى
را يكسان پندارد و شمشير را هم بر گردنش بنهد ولى بهتر اين است كه عثمان را خليفه، قرار دهيد زيرا كه او بر شما از نظر تاريخ تولد مقدم است و از تمام شما نرمتر و سزاوارتر است بمرام شما خداوند غفور و رحيم است.
از حضرت صادق ٧ روايت شده كه همانا ابا بكر حضرت امير المؤمنين را در يكى از راههاى بنى النجار ملاقات كرد بحضرت سلام كرد و دست داد عرض كرد اى ابا الحسن آيا از اينكه مردم مرا خليفه قرار دادند و از سرگذشت سقيفه و بيعت مردم در دل تو كراهتى است بخدا سوگند من ارادهى اين كار را نداشتم جز اينكه مسلمانان بر اين كار اقدام كردند و منهم در اين كار مخالفت اجماع را صلاح نديدم زيرا كه پيامبر فرموده امت من به گمراهى اجماع و اقدام نميكنند حضرت امير المؤمنين فرمود اى ابا بكر امت پيامبر آنانند كه از او پيروى كردند بعد از پيامبر و در زمان رسول خدا گرفتند اين پيمان را و بآن وفا كردند و دگرگون نكردند آن عهد را.
ابو بكر عرضكرد اى على اگر هم اكنون كسى كه باو اعتماد دارم گواهى دهد كه همانا تو بخلافت سزاوارترى بتو واگذار خواهم كرد گرچه خشنودى است براى كسى كه خوشنود است و خشم است براى كسى كه خشمگين است.
حضرت امير المؤمنين فرمود اى ابا بكر آيا از رسول خدا كسى را بهتر محل اعتماد ميدانى كه بيعت مرا از تو گرفت در چهار مورد كه گروهى از شما حاضر بودند و در ميان آن گروه بود عمر و عثمان در روز دار و بيعت رضوان زير درخت و آن روز كه در خانهى ام سلمه