إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١١٢ - احتجاج و مناشده آن سرور در روز شورى
خدا او را حنوط بهشتى به بخشد و بگويد اين حنوط را سه بخش كن قسمتى براى من و بخشى براى دخترم و يك سوّم آن را براى خودت نگهدار گفتند نه.
پى در پى آن مردم را سوگند ميداد و آنان را يادآورى ميكرد كراماتى را كه خداى تعالى بوى ارزانى داشته بود تا آنكه ظهر شد و نماز فرا رسيد سپس بآنان روى آورد و فرمود: پس هر گاه سخنان مرا اقرار كرديد و پذيرفتيد و آنچه را كه گفتم براى شما آشكار شد بر شما باد بتقوى و پرهيزكارى از خدا و ميترسانم شما را از خشم پروردگار، خود را در معرض خشم خدا قرار ندهيد، فرمان مرا تباه مگردانيد، حق را بمركزش برگردانيد، پيروى سنت پيامبر و پس از او سنت من را پيروى كنيد همانا شما اگر نافرمانى من را كنيد مسلّم نافرمانى رسولش را كردهايد.
تمام شما اين بيان را از رسول خدا شنيدهايد پس خلافت را واگذاريد بسوى كسى كه اهل بيت دارد و خلافت هم براى او سزاوار است بدانيد بخدا سوگند كه من ميل بدنياى شما ندارم و آنچه را هم كه گفتم از باب نازش و مباهات و خودستائى نبود ولى نعمتهاى پروردگار را بازگو كردم و بر شما حجت را تمام نمودم سپس حركت كرد براى خواندن نماز و آنها در ميان خود بمشاوره پرداختند! سرانجام گفتند كه مسلم خدا على بن ابى طالب را بآنچه كه بيان كرد بر شما برترى داده چيزى كه هست او مرديست كه هيچ كس را بر ديگرى برترى نميدهد شما و نوكرانتان را مساوى قرار ميدهد اگر او را رهبر خود قرار دهيد و خلافت را باو واگذاريد سفيد و سياه