إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٥ - داستان حذيفه يمانى با مسلم ايرانى
و من حذيفه يمانى را امير شما قرار دادم و او از كسانى است كه من بهدايت و راهنمائى او خوشنودم و از خدا رستگارى او را اميدوارم همانا من او را فرمان دادم نيكى كند نسبت به نيكان شما و سخت بگيرد بر مربيان شما و مدارا بجمعيت شما بر شما و خودمان، از خدا نيكوئى عاقبت و رحمت پهناور او را در دنيا و آخرت خواهانم درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.
بعد حذيفه بر فراز منبر رفت سپاس و ثناى خداوند كرد و درود بر محمّد و آلش فرستاد سپس گفت سپاس مر خدائى را كه حق را زنده و باطل را ميراند، عدل و دادگرى آورد و ستم را نابود كرد، ستمكاران را بزمين افكند اى گروه مردمان همانا ولى شما خدا و رسول و امير مؤمنان بر حق و درست است و بهترين كسى است كه من پس از پيامبر ميدانم سزاوارترين مردم بمردم است، سزاوارتر بخلافت، نزديكترين مردم براستى، راهنمائى بسوى عدل و داد و مردم را بسوى راه راهنمائى ميكند، نزديكترين وسيلهى مردم بخدا، نزديكترين مردم برسول خدا از نظر خويشاوندى.
رجوع كنيد بسوى اطاعت اول كسى كه اسلام آورد و كسى كه دانشش از همه بيشتر است، راهش درستتر، از همه زودتر ايمان آورد، يقينش بيشتر، اولين جنگجوى اسلام، بهترين مردم از نظر منزلت و مقام، برادر رسول خدا پسر عمش پدر حسن و حسين، همسر زهراى بتول بزرگ زنان جهانيان سپس اى مردم برخيزيد بكتاب خدا و سنت پيامبرش بيعت كنيد زيرا كه درين بيعت خوشنودى خداست و براى شما شايسته است درود بر شما، تمام مردم از جاى بلند شدند و به