إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٣٧ - زيارت مختصر امير المؤمنين
اى على هر كس شما را زيارت كند ثوابش برابر است با ثواب هفتاد حج بعد از حجة الاسلام هنگامى كه از زيارت برميگردد از گناهانش بيرون آيد مانند روزى كه از مادر متولد شده پس اينان را مژده بده و مژده ده كه ايشان از دوستان تواند در بهشتى كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بدل بشرى خطور كرده و گروهى از مردم زائران قبرهاى شما را سرزنش ميكنند آنچنان كه زن زناكار را بزنايش سرزنش مينمايند اينان بدترين امت منند شفاعت من باينان نميرسد و بر حوض من وارد نميشوند.
[زيارت مختصر امير المؤمنين ٧ در نجف اشرف]
صفوان جمال ميگويد چون با مولا و آقايم جعفر بن محمّد الصادق بغرى رسيديم حضرت ميخواست بر ابى جعفر منصور وارد شود حضرت بمن فرمود ناقه را بخوابان زيرا كه اين حرم جدم امير المؤمنين است سپس من ناقه را خواباندم حضرت فرود آمد و غسلكرد لباسهايش را عوض نمود پا را برهنه كرد بمن فرمود تو هم آنچه را كه به من انجام دادم انجام ده منهم بهمان هيئت در آمدم بعد طرف ذكوات را گرفت و بمن فرمود قدمهايت را كوتاه بردار، چشمهايت را بزمين بيند از زيرا كه براى تو بعدد هر قدمى صد هزار حسنه است و از تو صد هزار گناه برطرف مىشود صد هزار درجه برايت بلند مىشود، صد هزار حاجت تو برآورده ميگردد براى تو پاداش صدّيق و شهيد نوشته مىشود.
بعد حضرت رفت و من هم راه افتادم با آن جناب ولى پا برهنه و بر ما يك سكينه و وقارى بود تسبيح و تهليل و تقديس خدا ميگفتيم تا اينكه به قبر شريف رسيديم سپس بر آن قبر ايستاد بچپ و راستش نگاهى كرد با عصايش خطى كشيد سپس بمن فرمود جستجو كن جستجو كردم