إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١٣ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
كرد همانا من از او مسائلى پرسيدم كه جز پيامبر يا جانشين او كسى نميداند حضرت فرمود اى مرد يهودى بپرس تا ترا بآنها خبر دهم.
عرض كرد خبر ده مرا از آنچه براى خدا نيست و آنچه را كه در پيش او نيست و از آنچه را كه او نميداند.
على ٧ فرمود: اما سخن تو كه گفتى خبر ده مرا از آنچه كه براى خدا نيست براى خداوند شريكى نيست و اما گفتهى تو از آنچه در پيش خدا نيست بدان كه در نزد پروردگار ظلم و ستم وجود ندارد و اما آنچه را كه خدا نميداند اين حرف مال شماست كه ميگوئيد عزيز پسر خداست ولى خداوند فرزندى براى خود نميداند، مرد يهودى گفت «اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمّدا رسول اللَّه» گواهى ميدهم كه خدائى جز او نيست و محمّد فرستاده اوست و تو جانشين او هستى.
ابو بكر و همراهانش بلند شدند و پيشانى على ٧ را بوسيدند و عرض كردند اى برطرفكنندهى غمها ابن عباس روايت كند دو يهودى از رئيسان يهود كه برادر بودند آمدند و گفتند اى مردم پيامبر ما خبر داده كه مردى در تهامه آشكار شود كه خوابهاى يهودان را نسبت به نادانى دهد و طعنه بر دين آنان زند ما بيمناكيم كه او ما را از دين پدرانمان برگرداند كدام يك از شما آن پيامبر هستيد كه اگر داود به پيامبرى او مژده داده باو ايمان بياوريم و پيروى از او كنيم ولى اگر خوش بيان و فصيح و بليغ است و شعر ميگويد ما را مغلوب بيانش ميكند با او با جان و مال خود مىجنگيم كدام يك از شما