إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١٧ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
مردن و زندگى است كه ما بر آن دو آگهى نداريم، پرسيد آن دو كه ضد يك ديگرند چيست؟ فرمود: شب و روز.
پرسيد يك چيست؟ فرمود خداى عز و جل، پرسيد دو چيست فرمود آدم و حوا است پرسيد سه تا چيست؟ فرمود دروغ بستهاند نصرانيان بر خداى عز و جل سپس گفتند سومى سه تا عيسى بن مريم پسر خداست خداوند نه زن و نه فرزند دارد، پرسيد چهار تا چيست؟ فرمود:
توراة، انجيل، زبور، قرآن عظيم، پرسيد پنج تا چيست؟ فرمود:
پنج نماز است.
پرسيد شش تا چيست؟ فرمود: «خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ»[١] پرسيد هفتا چيست؟ فرمود:
درهاى دوزخ است؟ فرمود: هشتا چيست؟ فرمود: هشت در بهشت است نه تا چيست؟ فرمود: «وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ»[٢] ده تا چيست فرمود: ايام دهگانه است.
پرسيد يازده چيست؟ فرمود: «إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ:
إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ»[٣] پرسيد دوازده چيست؟ فرمود: ١٢ ماه سال است پرسيد بيست چيست؟ فرمود
[١] يونس ٣ خداوند آسمانها و زمينها را در شش روز آفريد سپس مسلط بر عرش گرديد.
[٢] نمل ٤٩ و در شهر سه دسته بودند كه در زمين فساد ميكردند و اصلاح نميكردند.
[٣] يوسف ٤ هنگامى كه يوسف بپدرش عرضكرد پدر همانا خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه براى من سجدهكنندگانند.