إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٦٠ - پاسخ اعتراضات قيس بن اشعث كندى
امت نابود نميشوند مگر ناصبين، معاندين، منكرين.
اما كسى كه چنگ بتوحيد بزند و اقرار بمحمد ٦ و آلش بكند و از جمعيت بيرون نرود و بر ضرر ما پشتيبانى ستمگران را نكند، عداوتى از ما در دلش جايگزين نباشد و شك در خلافت نكند و اهل آن را بشناسد و انكار دوستى ما را ننمايد بعلت اينكه او مسلمانيست ناتوان اميد رحمت از پروردگارش براى او دارد و از گناهش بيمناك ميگردد.
گفت در آن روز بجا نماند از شيعهى او كسى مگر اينكه چهرهى او درخشان گرديد و از گفتار او شادمان شد زيرا كه امير المؤمنين موضوع را شرح داد و روشن كرد و پرده برداشت و تقيّه نكرد و هيچ كس از عرب را در حال شك باقى نگذاشت يا اينكه خوددارى از ايشان كند و بجا گذارد برائت ايشان را و رعايت كند مگر اينكه داراى يقين و بينا شدند شك و وقوف در آن را واگذاشت و باقى نماند از كسانى كه دور او بودند و بيعت نمودند همان طورى كه بعثمان بيعت كردند مگر اينكه مطلب را فهميد و شناخت گفتارش را تمام كرد بعد آنان را روشن كرد و شك آنان را برد.
ابان از سليم بن قيس نقل ميكند كه مردم روزى را نديدند هرگز در منظر عمومى و همگانى كه ثابتتر و روشنتر در نظرشان از آن روز باشد چون پرده براى مردم برداشت و آشكار كرد و مطلب را كاملا شرح داد و تقيه را كنار گذاشت و چيزى را پوشيده نداشت، و از آن روز شيعه فراوان شد و تكميل شدند و كمتر اهل سپاهش بودند كه با او مىجنگيدند بدون علم و آشنائى بمقام و منزلتش نسبت بخدا و رسولش