عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٣ - دعاى مستجاب
من برخ است. حضرت فرمود: مدتى است در جستجوى توام، به خاطر آمدن باران براى ما دعا كن. برخ به بيابان شد و در مقام مناجات عرضه داشت: بستن باران به روى بندگانت از شئون تو نيست، بخلى در پيشگاه تو وجود ندارد، مگر ديده لطفت ناقص شده، يا بادها از اطاعتت سرپيچى كردهاند، يا خزائنت پايان يافته، يا خشمت بر گنهكاران شديد شده، آيا تو پيش از آفرينش خطاكاران غفار و آمرزنده نبودى؟! از جايش حركت نكرد تا به اندازهاى باران آمد كه بنى اسرائيل سيراب شدند[١].
دعاى مستجاب
سالى بر اثر خشكسالى و قطع باران، باغات اصفهان و زراعتش در معرض نابودى قرار گرفت. مردم در مضيقه و سختى افتادند، به حاكم اصفهان روى آوردند و از او درخواست يارى كردند. حاكم كه قدرت بر كارى نداشت و مىدانست اگر هم دستى به دعا بردارد، به خاطر آلوده بودن به فسق دعايش مستجاب نمىشود، چاره كار را در اين ديد كه خاضعانه به محضر عالم ربانى، و حكيم صمدانى و فقيه كامل و عارف واصل آيت حق حاج ميرزا ابراهيم كلباسى مشرف شود و علاج اين مشكل را از او بخواهد.
او مىدانست كه كليد حل بعضى از امور مشكل به دست عالم ربانى است.
و آگاه بود كه عالم ربانى بركت و رحمت خدا در ميان مردم است.
عالم ربانى انسان والايى است كه بنا بر روايات نظر كردن به چهره او عبادت و بلكه نگاه كردن به در خانه او نيز عبادت است.
عالم ربانى از چنان ارزشى برخوردار است كه اگر از قبرستانى كه تعدادى از ارواح مردگانش در عذابند عبور كند، خدا به احترام قدمهاى او عذاب را از
[١] - انيس الليل: ٤٥٣.