عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٧ - حقيقتى شگفت
تا نماينده وكيع از يزيد براى پرداخت درهم و دينار مهلت بخواهد؛ در آن هنگام سفره غذا چيدند، نماينده يزيد به نماينده وكيع گفت: برخيز از مجلس بيرون شويم. نماينده وكيع گفت: اگر بند از بندم جدا كنيد تا از اين غذا نخورم بيرون نمىروم. و سپس شروع به خوردن غذا كرد، پس از صرف غذا از يزيد بن مهلب مهلت خواست، يزيد به نماينده خود گفت: از اين پس از نماينده وكيع مطالبه درهم و دينار نكن، زيرا از سفره ما غذا خورد و از نمك ما چشيد، مروت اقتضا نمىكند كه او را آزار دهيم.
يقينا عبدى كه از نمك مادى و معنوى مولاى كريمى چون حضرت حق خورده، آقايى و رحمت و لطف حضرت او اقتضا نمىكند كه او را به عذاب بسوزاند.
حقيقتى شگفت
در كتاب باعظمت «علم اليقين» محدث بزرگ فيلسوف و حكيم و عارف كم نظير حضرت فيض كاشانى آمده است:
بندهاى در قيامت بدىهايش بر خوبىهايش بچربد، او را به سوى دوزخ برند، از جانب حق به فرشته وحى جبرئيل خطاب رسد: بندهام را درياب، از او بپرس در دنيا با علما نشسته تا به شفاعت ايشان او را بيامرزم؟ گنهكار گويد: نه.
خطاب رسد: آيا سر يك سفره با عالمى نشسته؟ گويد: نه. آيا در جايى كه عالمى نشسته بود نشسته؟ گويد: نه. آيا با عالمى همنام است؟ گويد: نه. خطاب مىرسد: آيا دوست كسى بوده كه عالم دوست بوده؟ گويد: آرى. خطاب مىرسد: اى جبرئيل! او را به لطف عميم بخشيديم، مورد نوازشش قرار ده و به بهشت درآر.