عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٨ - كرامتى از حاج سيد على قاضى
او از گروه فاسقان و بدكاران است، چگونه و با چه وسيله مقرب درگاه احديت شد؟ جواب آمد: در وقت جان دادن با چشم گريان گفت:
يا من له الدنيا و الآخرة إرحم من ليس له الدنيا و الآخرة.
«اى كه دنيا و آخرت از اوست، رحم كن به كسى كه نه دنيا دارد نه آخرت».
مالك! كدام دردمند به درگاه ما آمد كه دردش را درمان نكرديم؟ و كدام حاجتمند به پيشگاه ما ناليد كه حاجتش را برنياورديم؟[١]
كرامتى از حاج سيد على قاضى
استاد بزرگوارم مرحوم آيت الله حاج شيخ ابوالفضل نجفى خوانسارى، كه ساليانى فقه و اصول استدلالى را از محضر پرفيضش استفاده كردم، در عيادتى كه چند ماه پيش از رحلتشان از ايشان داشتم و در آن عيادت از حضرتش درخواست كردم اگر كرامتى از استادش عارف بالله مرحوم حاج سيد على قاضى به ياد دارند برايم بازگو كنند فرمودند:
شبى همراه با چند تن از تربيت شدگان استاد، در معيت استاد، به مسجد كوفه براى عبادت و مناجات و راز و نياز رفتيم. در كنار استاد به عبادت مشغول شديم و با حضرت بىنياز به راز و نياز پرداختيم. پس از پايان كار چون آماده بيرون رفتن از مسجد شديم، ناگهان مارى بسيار خطرناك و وحشتزا نزديك جمع ما حاضر شد. جمع دوستان به جز استاد كه در آرامشى عجيب قرار داشت به وحشت افتادند و در ترسى سخت فرو رفتند؛ استاد، با همان آرامش و طمأنينه مخصوص به خود رو به مار كردند و گفتند: اى مار بمير. مار چون چوبى خشك، بىجان و بىحركت برجاى ماند و ما هم با آرامشى كه به دست آورديم به طرف بيرون مسجد حركت كرديم.
[١] - انيس الليل: ٤٥.