عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٢ - دارنده حسنات اخلاقى عاشقانه آن را هزينه مىكند
محبت و مهربانىات را از من دريغ نخواهى كرد و نهايتا اين گداى تهىدست را از بخشش و عطايت بىنياز خواهى نمود: «واعطف على بمجدك».
[حرف دال]
دارنده حسنات اخلاقى عاشقانه آن را هزينه مىكند
حسنات اخلاقى هنگامى كه در انسان جلوه مىكند چون كريم گشاده دستى هر لحظه مىخواهد خيرش را به ديگران برساند، صاحب حسنات اخلاقى در هزينه كردن اين مايههاى ملكوتى نسبت به ديگران حتى حيوانات سر از پا نمىشناسد و زمان و مكان برايش مطرح نيست.
زينب كبرى ٣ قهرمان كربلا و مثل اعلاى ايمان و عمل، داستان عجيبى را از همسرش عبدالله بن جعفر به اين مضمون نقل مىكند كه عبدالله گفت: من از سفرى باز مىگشتم در حال خستگى به نزديك قريهاى رسيدم، باغى سرسبز و خرم در بيرون آن قريه بود، پيش خود گفتم بروم از صاحب باغ اجازه بگيرم تا اندك زمانى از خستگى راه بياسايم.
كنار در ايستادم و سلام كردم، غلام سياه نزديك من آمد و با محبت مرا به درون باغ دعوت كرد، من بدون اين كه خود را معرفى كنم وارد باغ شدم. او گفت: من مالك باغ نيستم، مالك باغ در قريه است ولى اين اجازه را دارم كه عزيزى چون شما را بپذيرم. ميان باغ رفتم و نقطهاى را براى استراحت در نظر گرفتم، نزديك ظهر بود، غلام سفره نانش را باز كرد، تا خواست بسم الله بگويد و لقمه اول را از سفره بردارد، سگى وارد باغ شد، از خوردن باز ايستاد، در چهره سگ دقت كرد، او را گرسنه يافت، يك قرص نان نزد سگ گذاشت و سگ هم با حرص هرچه تمامتر خورد، قرص دوم و سوم را هم به سگ داد، وقتى خيالش از سير شدن سگ آسوده شد، سفره خالى را جمع كرد و در گوشهاى گذاشت.
به او گفتم: خود غذا نمىخورى؟ گفت: ندارم، جيرهام در روز همين سه