عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١ - آمرزش زن بدكاره
اين عمل كرده، قصدش انحراف و گمراهى تو بوده. گناه عامل سقوط است نه وسيله صعود. اكنون به صومعه خود باز گرد كه تشويق كننده را نخواهى يافت، چون او را نيافتى يقين كن كه شيطان بوده.
عابد با بيدارى باز گشت، آن چهره شوم را نديد. از اين كه آن زن سبب شد كه دامنش به گناه آلوده نشود بسيار خوشحال شد. از طرفى همان شب آن زن از دنيا رفت. خدا به پيامبر زمانش خطاب كرد: با مردم در تجهيز جنازه او حاضر شويد، زيرا به خاطر هدايت يكى از بندگانم همه گناهانش را بخشيدم و از او درگذشتم و او را مورد آمرزش و رحمت خود قرار دادم.
|
ما را ره توفيق نمودند و بريديم |
بر ما در تحقيق گشودند و رسيديم |
|
|
يك چند به هر صومعه برديم ارادت |
يك چند به هر مدرسه گفتيم و شنيديم |
|
|
اقليم معارف همه را سير نموديم |
در باغ حقايق به همه سبزه چريديم |
|
|
بس عطر روان بخش ز گلها كه گرفتيم |
بس ميوه دل پرور دلخواه كه چيديم |
|
|
ناگاه شد از قرب نمودار درختى |
مقصود دل آن بود به كنهش چو رسيديم |
|
|
ديديم چو ما ساقى ميخانه توحيد |
يك جرعه از آن باده بىرنگ چشيديم |
|
|
دادند به ما عيش مصفاى مؤبد |
در سايه آن رحل اقامت چو كشيديم |
|