عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٨ - دعاى راه گم كرده را پاسخ مىدهند
ناليد تا دست آن مرد رها شد، عرضه داشتند او را جريمه كنيم؟ فرمود: جايى كه خدا او را بخشيد شما چه كنيد؟[١]
دعاى راه گم كرده را پاسخ مىدهند
عطار در «منطق الطير» روايت مىكند: شبى حضرت روح الامين در سدرة المنتهى قرار داشت، شنيد از جانب خداى مهربان نداى لبيك مىآيد، ولى ندانست اين لبيك در جواب كيست. خواست شايسته شنيدن لبيك را بشناسد، در تمام آسمان و زمين كسى را نيافت. ملاحظه كرد از پيشگاه حضرت حق پياپى جواب لبيك مىرسد.
دوباره نظر كرد اثرى از چنان بندهاى كه سزاوار مقام جواب باشد نيافت، عرضه داشت: الهى! مرا به سوى بندهاى كه پاسخ نالهاش را مىدهى راهنمايى كن. خطاب رسيد: به خاك روم نظر انداز. نظر كرد ديد بت پرستى در بتخانه روم در حالى كه چون ابر بهار مىگريد بتش را صدا مىزند.
جبرئيل از مشاهده اين واقعه در جوش و خروش آمد، عرضه داشت:
حجاب از برابرم برگير، كه چگونه است كه بت پرستى بت خود را ستايش مىكند و او را به زارى مىخواند و تو از روى لطف و رحمت جوابش را مىگويى! خطاب رسيد: بندهام دلش سياه شده به اين خاطر راه را گم كرده، ولى چون مرا از كيفيت راز و نيازش خوش آمد جواب مىگويم و به پاسخش لبيك مىسرايم تا به اين وسيله راه را پيدا كند. در آن هنگام زبان او به خواندن خداى مهربان گشوده شد!![٢]
[١] - مناقب ابن شهر آشوب: ٤/ ٥١.
[٢] - انيس الليل: ٤٦.