عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٩ - نماز و حضرت آدم
پاسخ آن فرشته گفت: چرا ناله نكنم و اشك از ديده نبارم؟ مگر نه اين است كه خداى عزيز مرا به خاطر بىتوجهى به خواسته خود از مقام قرب رانده و از جوار رحمت خويش محروم نموده و مسكنم را در خاك ذلت و بر غبار مسكنت قرار داده؟
فرشته وحى بدو گفت: به پيشگاه لطف دوست برگرد و وجود خود را به زينت توبه بياراى.
آدم گفت: چگونه توبه كنم و چه سان به سوى حق بازگردم؟ خداوند مهربان چون اراده آدم را بر جبران گذشته راسخ ديد، قبهاى از نور كه جايگاه بيت را مشخص مىكرد و تابش نورش حدود جغرافيايى حرم را معلوم مىنمود. فرو فرستاد و به امين وحى فرمان داد محل بيت را نشانهگذارى كند. چون به وسيله آن روشنايى، محل بيت و حدود حرم معلوم شد و اين برنامه سامان گرفت، فرشته وحى از آدم خواست آماده شود تا مراسمى را بجا آورده و دست نياز به سوى بىنياز براى بازگشت و توبه بردارد.
روز ترويه شروع برنامهاى بود كه از فرشته حق تعليم مىگرفت. پدر آدميان به دستور فرشته حق غسل كرد و محرم شد و پس از انجام آن مراسم، روز هشتم ذوالحجه به سرزمين منى رفت و دستور گرفت كه شب را در آنجا بماند.
صبح روز نهم در حالى كه تلبيه مىگفت به عرفات آمد. آفتاب عرفات از ظهر مىگذشت. فرشته الهى به او گفت: از ادامه تلبيه خوددارى كن و دوباره خود را به غسل بياراى. پس از اينكه نماز عصر را بجاى آورد امين وحى به او گفت: در اين سرزمين به پاى خيز. چون بهپاخاست كلماتى را كه از خداوند براى توبه نازل شده بود به آدم تعليم داد.
از اين روايت كه علاوه بر تفسير على بن ابراهيم، كتابهاى ديگر اسلامى هم آن را نقل كردهاند استفاده مىشود كه حضرت آدم كه اولين انسان از نوع ما بوده