عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٧ - عبادت روى زمين
[حرف عين]
عاقبت گنهكار تائب
عبدالواحد بن زيد كه از زمره فساق و فجار و بدكاران بود، روزى به مجلس موعظه يوسف بن حسين كه از جمله عباد و زهاد بود گذر كرد، در حالى كه يوسف بن حسين اين كلام را براى مستمعان مىگفت:
دعاهم بلطفه كأنه محتاج إليهم.
«خداى مهربان گنهكاران را با لطفش به سوى خود دعوت كرده است كه گويا به آنان نيازمند است».
عبدالواحد چون اين كلام را شنيد، جبه از تن بينداخت و نعرهزنان به گورستان رفت. شب اول يوسف بن حسين در عالم رؤيا شنيد منادى از سوى خدا ندا داد:
أدرك الشاب التائب.
«جوان گنهكار را درياب».
يعنى: او را به آمرزش و مغفرت ما بشارت ده. يوسف در مقام تجسس و تفحص برآمد تا بعد از سه روز او را در قبرستان پيدا كرد، ديد صورت بر خاك نهاده و در حال مناجات و گريه و زارى است. چون يوسف را نزديك خود ديد گفت: سه شبانهروز است تو را فرستادهاند، امروز مىآيى؟! اين بگفت و جان به حق تسليم كرد!
عبادت روى زمين
در قطعهاى پرقيمت آمده، جبرييل گفت: اى محمد! اگر عبادت ما در روى زمين بود، سه برنامه انجام مىداديم: