عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٩ - دعاى سه گرفتار
دعاى رحم
ابوبصير مىگويد: از حضرت صادق ٧ شنيدم مىفرمود:
رحم آويخته به عرش است، مىگويد: خدايا! پاداش ده كسى كه با من صله داشته؛ و از رحمت قطع كن كسى كه با من قطع رحم كرده. و آن رحم آل محمد است[١].
دعاى سه گرفتار
جابر جعفى كه از راويان معتبر و مورد اعتماد حضرت باقر و حضرت صادق ٨ بود از رسول خدا ٦ روايت مىكند: سه مسافر در سفرشان به كوهى رسيدند كه غارى در بلنداى آن كوه بود، وارد غار شدند و در آنجا به عبادت مشغول گشتند، سنگى بزرگ از بالاى كوه غلطيد و چون قالبى كه براى در غار ساخته باشند بر در غار افتاد و روزنه نجات را به روى آنان بست!
به يكديگر گفتند: به خدا سوگند راه نجاتى وجود ندارد، مگر در توجه به حق و راستگويى به محضر مبارك پروردگار در ضمن دعا يا عمل خالصى ارائه كنيد يا سلامت رستن از گناهى.
اولى گفت: خدايا! تو آگاهى دنبال زنى صاحب جمال رفتم، مال زيادى به او دادم تا خود را براى من حاضر كرد، وقتى كنارش نشستم ياد آتش دوزخ كردم، در نتيجه از او جدا شدم؛ به اين خاطر اين بلا را از ما دور كن و راه نجاتى به روى
[١] - عن أبى بصير، عن أبى عبد الله ٧ قال:
سمعته يقول: إن الرحم معلقة بالعرش يقول اللهم صل من وصلنى واقطع من قطعنى وهى رحم آل محمد وهو قول الله عز و جل« الذين يصلون ما أمر الله به أن يوصل» ورحم كل ذى رحم.
كافى: ٢/ ١٥١، باب صلة الرحم، حديث ٧؛ وسائل الشيعه: ٢١/ ٥٣٤، باب ١٧، حديث ٢٧٧٩٠: ٢/ ٤٩٣.