عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٢ - توبه مرد نباش
پناه مىبرم، فرمودند: نفس محترمى را كشتهاى؟ گفت: نه، فرمودند: خداوند گناهت را مىبخشد گرچه به اندازه كوههاى پابرجا باشد. گفت: گناه من از كوههاى پابرجا بزرگتر است، فرمودند: خداوند گناهت را مىبخشد اگرچه به اندازه زمينهاى هفتگانه و درياها و ريگها و اشجارش و همه آنچه در آن است باشد و بدون ترديد گناهت را مىبخشد اگرچه مانند آسمانها و ستارگانش و مانند عرش و كرسى باشد! عرضه داشت: از همه اينها بزرگتر است! پيامبر غضبناك به او نظر كرد و فرمودند: واى بر تو اى جوان! گناه تو بزرگتر است يا پروردگارت؟
جوان به سجده افتاد و گفت: پروردگارم منزه است، چيزى از او بزرگتر نيست يا رسول الله، خداى من از هر عظيمى عظيمتر است، حضرت فرمودند: آيا گناه بزرگ را جز خداى بزرگ مىآمرزد؟ جوان گفت: نه به خدا قسم يا رسول الله، سپس ساكت شد.
پيامبر به او فرمودند: واى بر تو اى جوان! آيا مرا از يكى از گناهانت خبر نمىدهى؟ گفت: چرا، من هفت سال قبرها را مىشكافتم، اموات را بيرون مىآوردم و كفن آنها را مىبردم!
دخترى از طايفه انصار از دنيا رفت، او را دفن كردند و برگشتند، به هنگام شب كنار قبرش رفتم، او را بيرون آورده و كفنش را برداشته و وى را عريان كنار قبر رها كردم، به وقت بازگشت شيطان مرا وسوسه كرد، او را در برابر ديده شهوتم جلوه داد، اين وسوسه نسبت به بدن و زيبايى او در سينه من ادامه پيدا كرد تا جايى كه عنان نفس از دست رفت، به جانب او برگشتم و كارى كه نبايد انجام بدهم از من سر زد!
گويى صدايى شنيدم كه گفت: اى جوان! واى بر تو از مالك روز قيامت! روزى كه مرا و تو را در پيشگاه او قرار مىدهند، مرا در ميان اموات عريان گذاشتى، از قبرم بيرون آوردى، كفنم را بردى و مرا به حالت جنابت واگذاشتى تا