عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٤ - با او همنشينى نكن
حضرت نازل شد[١].
[حرف باء]
با او همنشينى نكن
ابوهاشم جعفرى مىگويد: حضرت رضا ٧ به من فرمود: چرا تو را نزد عبدالرحمن بن يعقوب مىبينم؟ ابوهاشم گفت: او دايى من است. حضرت فرمود: او درباره خدا سخن ناهموار و غير قابل قبولى مىگويد، «سخنى كه با آيات قرآن و معارف اهل بيت ناهماهنگ است». خدا را به صورت اشياء و اوصاف آن وصف مىكند. بنابراين يا با او همنشين باش و ما را واگذار، يا با ما بنشين و او را رها كن.
عرضه داشتم: او هرچه مىخواهد بگويد، چه زيانى به من دارد. وقتى من آنچه را او مىگويد نگويم چيزى بر عهده من نيست.
حضرت فرمود: آيا بيم ندارى از اين كه عذابى بر او فرود آيد و هر دوى شما را بگيرد؟ آيا داستان كسى كه خود از ياران موسى ٧ بود و پدرش از ياران فرعون را نشنيدهاى؟ هنگامى كه لشكر فرعون كنار دريا به موسى و يارانش رسيد، آن پسر از موسى جدا شد كه پدرش را نصيحت كند و به موسى و يارانش ملحق نمايد، پدرش به راه باطل خود دنبال فرعونيان مىرفت و اين جوان با او درباره آيينش ستيزه مىكرد، تا هر دو به كنارى از دريا رسيدند و با هم غرق شدند، خبر به موسى رسيد، فرمود: او در رحمت خداست ولى چون عذاب نازل شود از كسى كه نزديك گنهكار است دفاعى نشود![٢]
[١] - در تفاسير و مصادر شيعه و سنى اين مطالب ذكر شده است: تفسير كبير( فخر رازى): ٣٠/ ٢٤٣، ذيل آيه« و يطعمون الطعام على حبه...»؛ مجمع البيان: ١٠/ ٥١٤؛ تفسير كشاف: ٤/ ٦٧٠؛ غاية المرام: ٣٦٨؛ فرائد السمطين: ٢/ ٥٣؛ الدر المنثور: ٦/ ٢٩٩؛ تفسير قمى: ٢/ ٣٩٠؛ تفسير برهان: ١٠/ ١٣٥؛ تفسير الميزان: ٢٠/ ٢١٢.
[٢] - كافى: ٢/ ٣٧٤، باب مجالسة أهل المعاصى، حديث ٢.