عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٦ - برخورد كريمانه با خدمتكار
|
زهى اصحاب باهمت كه پيش نيزه و خنجر |
براندازند از تن جوشن و از فرق مغفر را |
|
|
نهنگانى كه بهر تشنهكامان تا برند آبى |
شكافند از دم شمشير صد درياى لشگر را |
|
|
شهادت بود صهبايى درون ساغر خنجر |
زهى مستان كه بوسيدند و نوشيدند ساغر را |
|
بخيل از ستمگر برتر است
حضرت على ٧ شنيد مردى مىگويد: بخيل معذورتر از ستمگر است.
فرمود: دروغ گفتى، ستمگر توبه مىكند و از خدا مغفرت مىطلبد و حقوق مالى مردم را برمىگرداند و بخيل هنگامى كه بخل مىورزد، از زكات و صدقه و صله رحم و پذيرايى ميهمان و هزينه كردن در راه خدا و امور خير خوددارى مىكند و بر بهشت حرام است كه بخيل در آن وارد شود[١].
برخورد كريمانه با خدمتكار
امام صادق ٧ خدمتكارش را دنبال كارى فرستاد، خدمتكار در بازگشت تأخير كرد، امام به دنبال او رفت، وى را در حال خواب يافت، بالاى سرش نشست و به باد زدن او مشغول شد تا خدمتكار از خواب برخاست. حضرت فرمود: فلانى به خدا سوگند حق تو نيست كه هم شب بخوابى و هم روز، شب براى خوابيدن حق تو است و روز براى انجام كار حق ماست[٢].
[١] - بحار الانوار: ٧٠/ ٣٠٢، باب ١٣٦، حديث ١٣.
[٢] - كافى: ٢/ ١١٢، باب الحلم، حديث ٧؛ بحار الانوار: ٦٨/ ٤٠٥، باب ٩٣، حديث ١٧.