عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٥ - توبه مردى از كارگزاران ستمكاران
حق به او نزديك شد، دستش را از گردنش باز كرد، خاك از چهرهاش پاك نمود، و فرمودند: اى بهلول! تو را بشارت باد كه آزاد شده خدا از آتش جهنمى، سپس رو به اصحاب كردند و فرمودند: به گونهاى كه بهلول به تدارك گناه برخاست، به تدارك گناه برخيزيد، سپس دو آيه را تلاوت فرمودند و بهلول را به بهشت بشارت داد[١].
توبه مردى از كارگزاران ستمكاران
عبد الله بن حماد از على بن ابى حمزه نقل مىكند كه مرا دوستى بود از نويسندگان امور ادارى بنى اميه، به من گفت: از حضرت صادق ٧ اجازه بگير تا من خدمت آن بزرگوار برسم، از حضرت اجازه گرفتم، حضرت اجازه دادند، وقتى بر حضرت وارد شد سلام كرد و نشست و گفت: فدايت شوم، در دولت بنى اميه كارگزار بودم، ثروت زيادى نصيب من شد در حالى كه براى به دست آوردن آن ثروت مقررات شرع را رعايت نكردهام.
امام صادق ٧ فرمودند: اگر بنى اميه براى خود كاتبى نمىيافتند و غنيمتى به آنان نمىرسيد و جمعى از جانب ايشان نمىجنگيدند، حق مرا به غارت نمىبردند. اگر مردم آنان را وامىگذاشتند و باعث قدرت آنان نمىشدند، كارى از دست آنان برنمىآمد.
جوان به حضرت عرضه داشت: آيا براى من راه خروجى از اين بلاى عظيم وجود دارد؟ حضرت فرمودند: اگر بگويم انجام مىدهى؟ عرض كرد: آرى، فرمودند: از تمام ثروتى كه از طريق ديوان بنى اميه به دست آوردهاى دست بردار، هر كه را مىشناسى مال او را به او برگردان و هر كه را نمىشناسى از جانب او صدقه بده، من بهشت را از جانب خدا براى تو ضمانت مىكنم، جوان
[١] - امالى صدوق: ٤٢، المجلس الحادى عشر، حديث ٣؛ بحار الأنوار: ٦/ ٢٣، باب ٢٠، حديث ٢٦.