عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠ - آمرزش زن بدكاره
[حرف الف]
آمرزش زن بدكاره
ثقة الاسلام كلينى در كتاب شريف «روضه كافى» كه آخرين بخش از كتاب باعظمت اوست از حضرت صادق ٧ روايت مىكند: عابدى از كثرت عبادت پشت ابليس را شكست. روزى لشكرش را خواند و گفت: كدام يك از شما مىتوانيد اين عابد را از گردونه عبادت خارج كنيد؟ هركس مكر و حيله خود را بيان كرد ولى مقبول نيفتاد تا يكى از آنان گفت: من او را از راه نماز گمراه مىكنم.
حيله او را پسنديد و وى را مأمور به گمراهى كشيدن عابد كرد!!
مأمور ابليس نزديك صومعه عابد آمد و با نشاطى كم سابقه مشغول عبادت شد و چنان خود را غرق در عبادت نشان داد كه عابد مهلت نمىيافت سبب نشاطش را در كثرت عبادت و خسته نشدن بپرسد. عابد منتظر فرصت بود تا در فرصتى مناسب علت نشاط و كثرت عبادت او را پرسيد. پاسخ داد: من گناهى مرتكب شدم و پشيمان شدم، پشيمانى از گناه مرا آنچنان در گردونه عبادت قرار داد كه نه از كثرت عبادت خسته مىشوم و نه نشاطم را از دست مىدهم!! عابد در اين زمينه بىآن كه عاقلانه بينديشد و فكر كند كه اگر در حال گناه مرگش از راه برسد چه خواهد شد؟ از او راهنمايى خواست. مأمور ابليس او را تشويق به زناى با زنى بدكار كه در شهر معروف به بدكارى بود كرد. عابد نزد آن شتافت.
زن با ديدن چهره معصوم و ملكوتى عابد از حضور عابد در محله بدكاران شگفتزده شد و بنظر آورد كه عابد سادهدل فريب خورده، به او گفت: اى عابد! انسان هرگز با گناه به مقام عبادت و مرتبه قرب نمىرسد، كسى كه تو را تشويق به