عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٢ - شهادتش چهره حضرت حسين
چشم ما حركت مىكند دست از يارى حسين ٧ برنداريم. سپس جهاد كردند تا همگى شهيد شدند.
كشى مىگويد: چون حبيب از خيمه بيرون شد شادان و خندان بود. برير كه سيد قاريان قرآن بود گفت: اى حبيب! اين زمان ساعت خنده زدن نيست.
حبيب گفت: كدام وقت سزاوارتر از اين زمان به خوشحالى و خنده است؟ به خدا سوگند ميان ما و معانقه حور همين است كه اين كافران بر ما حمله كنند.
آيت الله سيد محسن جبل عاملى در «اعيان الشيعه» در جلد بيستم در ترجمه حبيب مىگويد: او حافظ همه قرآن بود، و هر شب پس از نماز عشا تا طلوع فجر يك ختم قرآن داشت!!
حبيب در جنگ جمل و صفين و نهروان در ركاب اميرمؤمنان ٧ حاضر بود.
و او را از خواص اصحاب آن حضرت و از حاملان علوم و اسرار شاه ولايت و اصفياى آن حضرت شمردهاند.
حضرت حسين ٧ هنگامى كه وارد كربلا شد، نامهاى به اهل كوفه به طور عام و نامهاى ويژه به اين مضمون براى حبيب بن مظاهر نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم من الحسين بن علي الى الرجل الفقيه حبيب بن مظاهر الأسدي، أما بعد فقد نزلنا كربلا وانت تعلم قرابتي من رسول الله فان اردت نصرتنا فاقدم الينا عاجلا.
بنام خداى بخشاينده مهرگستر. از حسين بن على به آن مرد فقيه فهيم حبيب بن مظاهر اسدى، ما در كربلا اقامت گرفتهايم، تو نزديكى مرا به رسول خدا مىدانى، اگر قصد يارى ما را دارى به سرعت به سوى ما بشتاب.
حبيب پس از خواندن نامه با عبور از مقدماتى كه بيشتر جنبه حفظ اسرار و تقواى سياسى داشت به همسرش گفت: مطمئن باش كه اين محاسن سپيدم را در يارى و نصرت حسين به خون گلويم رنگين خواهم كرد. سپس از خانه