عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٠ - فرار مادر از فرزند
مناجات و دعا و توبه و راز و نياز مورد مهربانى و رحمت خود قرار مىدهد.
|
پادشاها! جرم ما را درگذار |
ما گنه كاريم تو آمرزگار |
|
|
تو نكوكارى و ما بد كردهايم |
جرم بىپايان و بىحد كردهايم |
|
|
دائما در فسق و عصيان ماندهايم |
هم قرين نفس و شيطان ماندهايم |
|
|
بىگنه نگذشته بر ما ساعتى |
با حضور دل نكرده طاعتى |
|
|
روز و شب اندر معاصى بودهايم |
غافل از يؤخذ نواصى بودهايم |
|
|
بر در آمد بنده بگريخته |
آبروى خود به عصيان ريخته |
|
|
مغفرت دارد اميد از لطف تو |
زان كه خود فرمودهاى لا تقنطو |
|
|
نفس و شيطان زد كريما راه من |
رحمتت بادا شفاعتخواه من |
|
|
چشم دارم كز گنه پاكم كنى |
پيش از آن كاندر لحد خاكم كنى |
|
|
اندر آن دم كز بدن جانم برى |
از جهان با نور ايمانم برى |
|
[حرف فاء]
فرار مادر از فرزند
كتابهاى شيعه و اهل سنت از پيامبر روايت كردهاند كه:
مادرى با فرزندش كه هر دو بار گناه سنگين دارند وارد عرصه قيامت مىشوند. مادرى كه كانون مهر و محبت و عشق ورزى به فرزند است؛
مادرى كه براى پرورش فرزندش حاضر است از شيره جانش به فرزند شير دهد؛
مادرى كه براى نجات فرزندش از آسيب و بلا حاضر است خود را به هر آب و آتشى بزند؛
مادرى كه ضرب المثل مهر و محبت است؛
اين مادر در قيامت به فرزندش مىگويد: به ياد دارى نه ماه تو را در شكم خود حمل كردم و دو سال در آغوشم به تو شير دادم و چگونه در هر موقعيتى از