عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٧١ - به اميد كرم
راجه سجده شكر كرد و خواند:
|
به ذره گر نظر لطف بوتراب كند |
به آسمان رود و كار آفتاب كند |
|
وقتى نظر كيميا اثر حضرت مولا، فقير نيازمندى را اينگونه به ثروت و جاه و جلال برساند، نتيجه نظر حق در حق عبد چه خواهد كرد؟
به اميد كرم
جوانى از كويى مىگذشت، صيدى را بر شاخه درختى ديد، تيرى انداخت تا آن را شكار كند، ولى تير به قلب فرزند صاحب باغ نشست و او را كشت. عدهاى را در اطراف باغ دستگير كردند. جوان تيرانداز وارد معركه شد و گفت: چه خبر است؟ گفتند: اين جوان به تير تيراندازى كشته شده. گفت: تير را نزد من آوريد تا نظر دهم. تير را آوردند، گفت: اگر نظرم را بگويم اينان كه دستگير كردهايد رها مىكنيد؟ گفتند: آرى. گفت: براى شكار صيدى تير از دست من رها شد ولى به قلب اين جوان آمد، قاتل منم، هرچه مىخواهيد انجام دهيد. پدر داغ ديده گفت: جوان خطايت را دانستم، اعتراف و اقرارت براى چيست؟ گفت: به اميد كرم تو كه چون اقرار كنم از من گذشت مىكنى. گفت: از تو گذشتم[١]. اكنون اى اكرم الاكرمين ما به اميد اين كه با كرم بىنهايتت از ما گذشت مىكنى، خاكسارانه به تمام گناهان و خطاهايمان اعتراف مىكنيم و به معاصى و خلافكاريهايمان اقرار مىنماييم.
|
جز خدا را بندگى تلخ است تلخ |
غير را افكندگى تلخ است تلخ |
|
|
زيستن در هجر او زهر است زهر |
بىوصالش زندگى تلخ است تلخ |
|
[١] - روضة المذنبين: ١٧٠.