عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٨ - شكر او را از فقر نجات داد
شعيب و دلسوزيهاى او موضع سختى گرفتند و نخواستند هدايت حق را بپذيرند و دست از هوا و هوس و شهوت و دنياپرستى بردارند. و عجيب اينجاست كه تمام برنامهها و تعاليم آن برزگمرد الهى را نتيجه نماز شعيب مىدانستند و به اين معنا علم دانشمند كه نماز، بازدارنده نمازگزار از هر فحشا و منكرى است. آنان به شعيب گفتند:
«يا شعيب أ صلاتك تأمرك أن نترك ما يعبد آباؤنا أو أن نفعل في أموالنا ما نشؤا إنك لأنت الحليم الرشيد»[١].
(اى شعيب! ما در پرستش معبودهاى پدران خود ثابت قدميم و در برنامههاى مالى خود آزاد، و از هر راهى كه بخواهيم ثروت به چنگ مىآوريم و به هر صورت كه اراده كنيم مىفروشيم).
اى شعيب! به نظر ما آنچه تو را تحريك كرده كه ما را از آيين نياكانمان برگردانى و مسير خريد و فروش ما را عوض كنى نمازد توست. به راستى تعجبآور است كه با ما سر ستيز دارى در حالى كه ما تو را مرد بردبار و درستى مىدانيم.
آرى، نماز رشد دهنده و هدايتگر و بازدارنده از فحشا و منكرات و فساد بود، اما مردم شهوتپرست مدين نمىخواستند در چنين حصن حصينى داخل شوند و دايره حيات رابا اين دژ محكم و حصار مستحكم از شر شياطين و خطرات مصون و محفوظ بدارند.
شكر او را از فقر نجات داد
سمع بن عبدالملك مىگويد: در سرزمين منى در محضر حضرت صادق ٧ به خوردن انگور مشغول بوديم. ناگاه فقيرى وارد شد و از حضرت درخواست كمك كرد. حضرت فرمود: مقدارى انگور به او بدهيد. هنگامى كه انگور به او
[١] - هود: ٨٧.