عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٣ - جوان پرهيزكار و بيدار
نخست بر من امتحان كن. آن گاه دعايى خواند و بر خود دميد، سپس برقعى با ضربتى سخت شمشيرى بر دختر نواخت كه در جا كشته شد!! برقعى دانست كه هدف دختر حفظ عفت و پاكدامنى خود بوده است[١].
جوان پرهيزكار و بيدار
مردى از انصار مىگويد: روز بسيار گرمى همراه رسول خدا ٦ در سايه درختى قرار داشتيم، مردى آمد و پيراهن از بدن خارج كرد، و شروع كرد روى ريگهاى داغ غلطيدن. گاهى پشت و گاهى شكم، و گاهى صورت بر آن ريگها مىگذاشت و مىگفت: اى نفس! حرارت اين ريگها را بچش كه عذابى كه نزد خداست از آنچه من به تو مىچشانم عظيمتر است.
رسول خدا ٦ اين منظره را تماشا مىكرد، وقتى كار آن جوان تمام شد و لباس پوشيد، و رو به ما كرد كه برود، نبى اسلام با دست به جانب او اشاره فرمودند و از او خواستند كه نزد حضرت بيايد، وقتى نزديك حضرت رسيد به او فرمودند: اى بنده خدا! كارى از تو ديدم كه از كسى نديدم، علت اين برنامه چيست؟ عرضه داشت: خوف از خدا، من با نفس خود اين معامله را دارم تا از طغيان و شهوت حرام در امان بماند!
پيامبر ٦ فرمودند: از خدا ترسانى و حق ترس را رعايت كردهاى، خداوند به وجود تو به اهل آسمانها مباهات مىنمايد، سپس به اصحابش فرمودند: اى حاضرين! نزديك اين دوستتان بياييد تا براى شما دعا كند، همه نزديك آمدند و او بدين صورت دعا كرد:
اللهم اجمع امرنا على الهدى واجعل التقوى زادنا والجنة مآبنا.
خداوندا! برنامه زندگى ما را بر هدايت متمركز كن، تقوا را زاد ما و بهشت را
[١] - گزيده جوامع الحكايات: ٦٢.