عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥ - ابن سكيت و حق گويى
اين بيابان وحشتزا فرمان خداست باك ندارم، زيرا همو حافظ و نگهبان من و كودك من است.
ابراهيم عزيز بازگشت. گواينكه فراق فرزند كه تنها چراغ زندگى او بود قلبش را سخت مىفشرد، اما ايمان او به خداوند نيز او را از آن منطقه با كمال آرامش و اطمينان دور مىساخت ودر حالى كه مركب به جلو مىراند دست به سوى حق برداشت و چنانكه قرآن مجيد مىفرمايد، عرضه داشت:
«ربنا إني أسكنت من ذريتي بواد غير ذي زرع عند بيتك المحرم ربنا ليقيموا الصلاة»[١].
پروردگارا! من زن و فرزند خود را در بيابانى خشك و سوزان در كنار خانه تو قرار دادم پروردگارا: براى اينكه نماز به پاى دارند.
ابراهيم بزرگوار به نقل از قرآن مجيد درخواستهاى بسيار مهمى از حضرت حق داشت. خداوند مهربان تمام دعاهاى ابراهيم را اجابت فرمود، كه از جمله درخواستهاى آن مرد بزرگ يكى اين بود:
«رب اجعلني مقيم الصلاة و من ذريتي ربنا و تقبل دعاء»[٢].
پروردگارا! من و فرزندانم را به پادارنده نماز قرار ده و درخواست مرا به پيشگاه لطف و عنايتت بپذير.
ابن سكيت و حق گويى
او از بزرگان دانشمندان مكتب اهل بيت : بود و بسيارى از تاريخ نويسان اسلامى از او ياد كرده و بر وى مدح و ثنا گفتهاند. علماى شيعه او را بزرگ و مورد وثوق و اطمينان شمرده و از ياران خاص حضرت امام جواد و حضرت امام هادى ٨ دانستهاند.
[١] - ابراهيم: ٣٧.
[٢] - ابراهيم: ٤٠.