عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٣ - پادشاهزاده تيرهبخت
سه برنامه است كه هركس خدا را با آنها ملاقات نمايد از بهترين مردم است:
كسى كه عمل به آنچه بر او واجب شده است را به پيشگاه حق ارايه كند، او برترين بنده است، و كسى كه از تمام حرامها خوددارى كند از پارساترين بندگان است، و آنكه به روزى داده شده خداوند قناعت ورزد، از بىنيازترين مردم است؛ سپس فرمودند: يا على! سه چيز است كه در هر كس نباشد عملش تمام نيست: قدرتى كه او را از معاصى خدا مانع گردد، و اخلاقى كه با آن با مردم مدارا نمايد، و حوصله و حلمى كه جهل جاهل را با آن برگرداند تا فرمودند: يا على! اسلام عريان است، لباسش حيا، و زينتش عفاف، و جوانمردىاش عمل صالح، و ستونش ورع و پارسايى است.
[حرف پ]
پادشاهزاده تيرهبخت
حال افتادگان در چاه محبت دنيا و غرق شدگان در تاريكى شهوات، مانند حال آن پادشاه زادهاى است كه پدرش در مقام داماد شدن او برآمد، پرى چهرهاى كمنظير را از خاندانى شريف و نجيب به عقد او درآورد.
چون وسايل عروسى آماده شد، خواص و عوام را به تناسب شأنشان به دربار بار داد و درب خزانه احسان را به روى مردمان گشود و محتاج و نيازمند و غنى و ثروتمند را از جوائزش بهرهمند ساخت، و از گرمى جشن و چراغانى، غم دلها را زدود. آشنا و بيگانه در آن مجلس سرور حاضر شدند و از تماشاى آن بزم بىنظير به حيرت فرو رفتند.
عروس حور وش را با انواع زيور و زينت به حجله آوردند؛ ولى در اين ميان داماد را نديدند، به جستجويش برآمدند ولى او را نيافتند. داماد در آن شب، شراب بسيار خورده بود و آتش شعورش مانند چراغ بختش فرو مرده بود، بر اثر مستى زياد، از جمع مهمانان جدا افتاد و حيرت زده و مبهوت به چند كوى