عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٢ - مكاشفه حضرت حسين
دو مكاشفه بود و دو نمايش حقيقت.
مكاشفه نخستين، پرده را برداشت و حقيقت دشمنان حسين را برملا كرد، سگان درندهاى كه پيشرو آن ها سگى متعفن و پيس بود، سگى كه درونش بر برونش اثر گذارده و او را مجموعهاى از لكههاى ننگ نشان مىداد.
سگ درنده، سمبل ظلم و بيدادگرى است، سمبل تعدى و تجاوز و ستمگرى است.
سگ درنده، بجز آكنده كردن شكم از گوشت و پوست و استخوان ضعيفان، كارى ديگر از وى ساخته نيست.
اگر بخواهند مجسمهاى از ظلم بسازند، شايستهتر از سگ درنده نمونهاى بهتر و برتر يافت نمىشود؛ به ويژه اگر مجموعهاى از لكههاى چركين ننگ باشد.
دومين مكاشفه، نمايش دوستان حضرت حسين ٧ و نشان دهنده راه او و تقديرنامهاى از مقام مقدس حضرت حق است، كه به وسيله پيامبرش براى حسين فرستاده شده است. چنين كسى شايسته است كه آسمانيان، سماواتيان و ملكوتيان اشتياق زيارتش را داشته باشند.
سطح فكر زمينىها، پايينتر از آن است كه حسين را بشناسند، زمينى حسين را به قتل مىرساند، آسمانى حسين را بالاى سر جا مىدهد.
هنگامه كربلا، نبرد ميان زمينى و آسمانى بود، حسين رهبر آسمانيان! سپاه حسين همه آسمانى و پرواز آن ها به سوى آسمانها بود.
كربلا، دروازه و راه بهشت شد، و كاروان كربلايى به رهبرى حسين بهشتى شد.
يزيد، رهبر زمينىها بود، همه را با خود به زير زمين برد و به درون دوزخ جاى داد، و كربلا براى آن ها دروازه جهنم و بدبختى در دو جهان بود.