عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٤ - دعاى مستجاب
ارواح برمىدارد!
«يرفع الله الذين آمنوا منكم و الذين أوتوا العلم درجات»[١].
خدا درجات مؤمنانى از شما و دانشمندان را بالا مىبرد.
معتمد الدوله حاكم متكبر و قلدر اصفهان، كه از جانب فتحعليشاه قاجار بر آن حومه حكومت مىكرد با همه تكبر و فرعونيتش به محضر آن عالم ربانى و چهره نورانى شتافت و عرضه داشت: اصفهان و نواحى اطرافش در معرض نابودى است، شما چارهاى كنيد. فرمود: من چه كارى انجام دهم؟ گفت: در قوانين دينى و فقه اسلامى آمده براى رفع خشكسالى و كمبود باران نماز باران بخوانيد.
فرمود: من ضعيف و ناتوانم، از كار افتاده و رنجورم، توان راه رفتن و به كار گرفتن شرايط نماز باران را ندارم، من بايد براى نماز باران، پياده از اصفهان تا تخت فولاد بروم، و شرايطى را رعايت كنم ولى از همه اين امور معذورم، جسم رنجورم حتى طاقت سوار شدن بر مركب هم ندارد، مرا از اين داستان معاف كن.
حاكم گفت: تخت روانى كه در اختيار حكومت است و مرا به هر جايى كه لازم است مىبرد، فرمان مىدهم براى شما حاضر كنند تا به مصلاى منطقه حاضر شويد و نماز بگزاريد و مردم را از اين پريشانى نجات دهيد.
آن عالم ربانى و مطيع حضرت مولا، و تسليم خواستههاى خدا بدون ترس و وحشت پاسخ داد: از من مىخواهى بر تخت غصبى سوار شوم، و روى فرش حرام بنشينم، و بر متكا و بالشى كه از راه نامشروع به دست آمده تكيه زنم، آن گاه به پيشگاه حق روم و از او در حالى كه پيچيده به حرامم درخواست باران كنم!!
آرى، كسى كه شايستگى مقامى را ندارد تخت و صندلى آن مقام و درآمدى كه از آن راه به دست مىآورد بر او حرام است، و آنان كه كارگزار او هستند نيز غرق در حرامند!
[١] - مجادله: ١١.