عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٧ - خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد
مسلم بن عقيل در كوفه مستقر شد.
به روايت فقيه بزرگ و محدث سترگ و دانشمند كم نظير، شيخ مفيد در كتاب «ارشاد»، ابوثمامه براى مسلم بن عقيل اسلحه مىخريد و ابزار جنگ فراهم مىساخت و در اين كار كوششى چشمگير و سعى كامل و تلاش جامع داشت، و اموالى كه براى مسلم مىآوردند به دستور جنابش به وسيله ابوثمامه، هزينه تهيه اسلحه و ساز و برگ جنگى مىشد.
ابن اثير در كتاب خود معروف به «كامل» مىگويد: چون ابن زياد وارد كوفه شد و ياران مسلم به سرپرستى او آماده مبارزه با آن جرثومه پليدى و فساد شدند، مسلم بن عقيل ابوثمامه را به سرپرستى يك بخش از چهار بخش لشگر خود به سوى آن غدار نابكار گسيل داشت و پرچمى به نام ابوثمامه برافراشت و او را سردار قبيله همدان و تميم نمود.
ابوثمامه دلاور، آن رزمنده جنگآور عبيدالله بن زياد را در قصر دارالاماره محاصره كرد، و چندان كه توانست در اين محاصره پافشارى ورزيد. و نيت و ارادهاش اين بود كه آن دشمن خدا را با همه عوامل و دستيارانش از پاى در آورد، ولى حيلهگرى ابن زياد و ترس مردم كوفه، مسلم را غريب و تنها گذاشت، و او را به ناچار در تاريكى شب به خانه طوعه كشانيد، و ابوثمامه هم پس از بىوفايى مردم و عقب نشينى آنان، از مبارزه با دشمنان خدا در قبيله خود پنهان شد.
ابن زياد به جستجوى ابوثمامه برخاست، و در اين زمينه اصرار و پافشارى داشت؛ و اگر به او دست مىيافت بىدرنگ آن انسان والا را به سختترين مرحله دچار شكنجه و سپس او را قطعه قطعه مىكرد. ولى آن عارف عاشق، و صادق پاك دل و وضو گرفته از چشمه عشق، در كمال شجاعت و بدون واهمه به صورتى پنهان از راه و بيراه از كوفه بيرون آمد و خود را ميان راه به معشوق